از نظر من مبحث شرطی سازی اونقدر گسترده و پیچیده است که میشه علم تلقی اش کرد؛از شرطی سازی کلاسیک گرفته تا تعمیم وتمیزمحرک. ولی من سعی میکنم تا جای که بتونم ساده توضیح اش بدم.
اول میخوام با یه مثال شروع کنم بعد برم سر اصل مطلب.تا حالا دقت کردین که ما وقتی صدای قرآن رو میشنویم ناخودآگاه نارحت میشیم یا دلمون میگیره؟ این در حالی است که نه قرآن غم انگیزه نه مطالبی که در قرآن است؛این به خاطر اینه که ما اونقدر تو مراسمات ختم،صدای قرآن رو شندیم،صدای قرآن برامون شرطی شده با غم و اندوه.
اصطلاح شرطیشدن کلاسیک نخستینبار توسط ایوان پاولف، فیزیولوژیست روسی، پیشنهاد شد. مشاهده ابتداییای که پاولف را به سمت این نظریه سوق داد، این بود که بزاق دهان سگها صرفاً با دیدن کسی که قبلاً چندبار به آنها غذا دادهاست، ترشح میشود؛ حتی اگر شخص اکنون غذایی به همراه نداشته باشد.( در شرطیشدن کلاسیک جانور یادمیگیرد که بین یک محرک بیاثر، با یک پاداش یا تنبیه کردن ارتباط برقرار کند.)
آزمایشهای پاولف(شرح آزمایش)
ترشح بزاق نوعی پاسخ طبیعی به غذاست؛ هرگاه پاولف پودر گوشت (محرک طبیعی، غیرشرطی) گرسنه میداد، بزاق سگ (پاسخ طبیعی) ترشح میشد. را به سگ
پاولف پس از مدتی متوجه شد که حتی اگر غذایی به همراه نداشته باشد، با دیدن او بزاق سگ ترشح میشود. پاولف بر این اساس آزمایشی را طراحی کرد. او همزمان با دادن پودر گوشت زنگی را به صدا درمیآورد. صدای زنگ محرکی بود که ارتباطی با غذا نداشت و به تنهایی برای سگ بیمفهوم بود؛ امّا به دنبال تکرار این کار، سگ بین صدای زنگ و غذا ارتباط برقرار کرد؛ بهطوری که با صدای زنگ، حتی بدون وجود غذا بزاق او ترشح میشد. به عبارتی سگ نسبت به همراه بودن صدای زنگ و پودر گوشت، شرطی شده بود.
در این نوع یادگیری، هرگاه یک محرک بیاثر (مثلاً صدای زنگ)، به همراه یک محرک طبیعی (مثلاً غذا) به جانور عرضه شود، پس از مدتی محرک بیاثر به تنهایی سبب بروز پاسخ (مثلاً ترشح بزاق) در جانور میشود. به این محرک جدید محرک شرطی میگویند؛ زیرا به شرطی میتواند سبب بروز رفتار شود که پیش از آن همراه با یک محرک طبیعی باشد. به محرک طبیعی، محرک غیرشرطی نیز گفته میشود .
اصلا شرطی سازی (کردن) چی هست؟
شرطی کردن روشی است که شما با استفاده از آن میتوانید تغییرات به وجود آمده را به صورت ثابت و پایدار در بیاورید. ساده ترین روش شرطی کردن، تکرار میباشد. شما میتوانید با تکرار یک مسیر عصبی به وجود آورید. اگر الگویی نیروبخش پیدا کردید، آن را بارها در ذهن تان تکرار کنید تا سرانجام متوجه شوید که با استفاده از آن میتوانید از درد و رنج دوری کنید و به لذت و موفقیت پایدار در زندگی دست پیدا کنید. مغز این حالت را راه جدیدی پیدا میکند که با استفاده از آن میتواند به نتایج پایداری برسد. اگر این کار را انجام ندهید، به سوی الگو و رفتار گذشته خود باز میگردید.
یا اگر بخواهم ساده تر بگوییم ما در شرطی سازی یاد میگیریم،چگونه بین دو محرک ارتباط برقرار کنیم.
حالا بعد از این همه آسمون ریسمون بافتن بگو ببینم چطور میتونیم شرطی سازی انجام بدیم؟
پیشنهاد میکنم یک قلم و کاغذ بردارید،کاغذتان رو به دو ستون تقسیم کنید،ستون اول:اگر این کار را انجام بدم چه اتفاقاتی برایم رخ میدهد؟(مثلا اگه من درس بخونم چه اتفاقاتی برام میوفته؟)،ستون دوم:اگر من این کار را انجام ندهم چه اتفاقاتی برایم خ میدهد؟(اگر من درس نخونم چه اتفاقاتی برام میوفته؟)
نوشتههایتان را نزد خود نگه دارید و هر روز صبح تک به تک آنها را مرور و مجسم کنید.ا
با کاراین شما خود را شرطی کرده اید،هر بار که آن کار را انجام ندهید،حالتان بد میشود و نکات منفی نوشتههایتان در ذهن تداعی میشود.و بالعکس.
*اگه سوالی داشتین میتونید در قسمت نظرات کامنت بزارید.