loading...

تعبیر وارونه یک رویا

متین چپانی

بازدید : 413
شنبه 16 اسفند 1398 زمان : 18:06
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تعبیر وارونه یک رویا

جان ولوود در کتاب عشق و بیداری‌ با استفاده از قیاس یک کاخ، دنیای‌ درون ما را نشان می‌‌دهد. کاخی‌ باشکوه با راهروهای‌ طولانی‌ و هزاران اتاق را مجسم کنید. هر اتاق این کاخ کامل و دارای‌ موهبتی‌ ویژه است. هر اتاق نماینده‌ی‌ جنبه‌های‌ مختلف شماست و یک بخش از کل کاخ محسوب می‌‌شود. در بچگی‌ بدون خجالت و قضاوت تمام زوایای‌ این کاخ را کشف می‌‌کنید.

بی‌‌واهمه و ترس همه‌ی‌ اتاق‌ها را برای‌ یافتن جواهر و اسرار آن جستجو می‌‌کنید. مهربانانه تک‌تک اتاق‌ها را پذیرا هستید؛ از اتاق رختکن گرفته تا اتاق خواب، حمام و دستشویی‌ یا زیرزمین. همه‌ی‌ اتاق‌ها منحصربه‌فرد هستند. کاخ شما سرشار از نور، عشق و شگفتی‌ است.

سپس یک روز غریبه‌ای‌ به کاخ شما می‌‌آید و می‌‌گوید که یکی‌ از اتاق‌های‌ کاخ شما کامل نیست و پیشنهاد می‌‌دهد که اگر قصری‌ کامل و بدون نقص می‌‌خواهید، باید درِ این اتاق را قفل کنید. از آنجا که شما عشق و مقبولیت می‌‌خواهید، این پیشنهاد را می‌‌پذیرید و درِ آن اتاق را قفل می‌‌کنید.

به‌مرور زمان، مردمان بیشتری‌ به کاخ شما می‌‌آیند و راجع‌به اتاق‌های‌ کاخ اظهارنظر می‌‌کنند. مثلاً این اتاق را دوست دارند ولی‌ آن یکی‌ را نه. و به همین ترتیب شما به‌آرامی‌ درِ اتاق‌ها را یکی‌ بعد از دیگری‌ قفل می‌‌کنید. درِ اتاق‌های‌ شگفت‌انگیز شما بسته می‌‌شوند، دیگر نوری‌ به آنها نمی‌‌تابد و تاریک می‌‌شوند. چرخه‌ای‌ آغاز شده است.
از آن زمان به بعد به دلایل مختلف درهای‌ بیشتری‌ را قفل می‌‌کنید، از جمله ترس، کهنگی‌ اتاق‌ها، احتیاط، شباهت
نداشتن آنها به اتاق‌های‌ کاخ دیگران، به‌دلیل اظهارات بزرگان و مَراجع قدرت و به‌دلیل اینکه در بعضی‌ از اتاق‌ها استاندارد لازم رعایت نشده است یا برای‌ شما مطلوب نیستند.

روزهایی‌ که کاخ‌تان بی‌‌پایان و آینده‌تان جالب و روشن به‌نظر می‌‌رسید، گذشته است. دیگر از اتاق‌ها با همان عشق و تحسین همیشگی‌ مراقبت نمی‌‌کنید. اتاق‌هایی‌ که روزی‌ برای‌ شما غرورآفرین بودند، اکنون مایلید ناپدید شوند. تلاش می‌‌کنید تا از شر این اتاق‌ها خلاص شوید درحالی‌‌که آنها بخشی‌ از کاخ شما را تشکیل می‌‌دهند.

بعد از مدتی‌ حتی‌ فراموش خواهید کرد که کدام اتاق را قفل کرده‌اید. در ابتدا متوجه کاری‌ که انجام داده‌اید نیستید و کم‌کم این کار به عادت تبدیل می‌‌شود. انگار گوش دادن به اظهارنظرهای‌ دیگران در خصوص چگونگی‌ کاخی‌ باشکوه خیلی‌ آسان‌تر از گوش کردن به ندای‌درونی‌ خودتان بوده است، کسی‌ که به تمام کاخش عشق می‌‌ورزید.

در ابتدا بستن این اتاق‌ها واقعا به شما احساس امنیت می‌‌دهد. ولی‌ پس از مدتی‌ می‌‌بینید که در چند اتاق کوچک زندگی‌ می‌‌کنید. یاد می‌‌گیرید که چگونه درهای‌ زندگی‌ را ببندید و با این کار راحت می‌‌شوید.

بسیاری‌ از ما درهای‌ مختلف زندگی‌‌مان را می‌‌بندیم و فراموش می‌‌کنیم روزی‌ در قصری‌ بوده‌ایم. کم‌کم باور می‌‌کنیم که فقط خانه‌ای‌ دو اتاق خوابه هستیم که به بازسازی‌ و تعمیر نیاز دارد

بازدید : 834
شنبه 16 اسفند 1398 زمان : 18:06
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تعبیر وارونه یک رویا

از نظر من مبحث شرطی سازی اونقدر گسترده و پیچیده است که میشه علم تلقی اش کرد؛از شرطی سازی کلاسیک گرفته تا تعمیم وتمیزمحرک. ولی من سعی میکنم تا جای که بتونم ساده توضیح اش بدم.

اول میخوام با یه مثال شروع کنم بعد برم سر اصل مطلب.تا حالا دقت کردین که ما وقتی صدای قرآن رو میشنویم ناخودآگاه نارحت میشیم یا دلمون میگیره؟ این در حالی است که نه قرآن غم انگیزه نه مطالبی که در قرآن است؛این به خاطر اینه که ما اونقدر تو مراسمات ختم،صدای قرآن رو شندیم،صدای قرآن برامون شرطی شده با غم و اندوه.

اصطلاح شرطی‌شدن کلاسیک نخستین‌بار توسط ایوان پاولف، فیزیولوژیست روسی، پیشنهاد شد. مشاهده ابتدایی‌ای که پاولف را به سمت این نظریه سوق داد، این بود که بزاق دهان سگ‌ها صرفاً با دیدن کسی که قبلاً چندبار به آنها غذا داده‌است، ترشح می‌شود؛ حتی اگر شخص اکنون غذایی به همراه نداشته باشد.( در شرطی‌شدن کلاسیک جانور یادمی‌گیرد که بین یک محرک بی‌اثر، با یک پاداش یا تنبیه کردن ارتباط برقرار کند.)

پاولف

آزمایش‌های پاولف(شرح آزمایش)

ترشح بزاق نوعی پاسخ طبیعی به غذاست؛ هرگاه پاولف پودر گوشت (محرک طبیعی، غیرشرطی) گرسنه می‌داد، بزاق سگ (پاسخ طبیعی) ترشح می‌شد. را به سگ

پاولف پس از مدتی متوجه شد که حتی اگر غذایی به همراه نداشته باشد، با دیدن او بزاق سگ ترشح می‌شود. پاولف بر این اساس آزمایشی را طراحی کرد. او همزمان با دادن پودر گوشت زنگی را به صدا درمی‌آورد. صدای زنگ محرکی بود که ارتباطی با غذا نداشت و به تنهایی برای سگ بی‌مفهوم بود؛ امّا به دنبال تکرار این کار، سگ بین صدای زنگ و غذا ارتباط برقرار کرد؛ به‌طوری که با صدای زنگ، حتی بدون وجود غذا بزاق او ترشح می‌شد. به عبارتی سگ نسبت به همراه بودن صدای زنگ و پودر گوشت، شرطی شده بود.

در این نوع یادگیری، هرگاه یک محرک بی‌اثر (مثلاً صدای زنگ)، به همراه یک محرک طبیعی (مثلاً غذا) به جانور عرضه شود، پس از مدتی محرک بی‌اثر به تنهایی سبب بروز پاسخ (مثلاً ترشح بزاق) در جانور می‌شود. به این محرک جدید محرک شرطی می‌گویند؛ زیرا به شرطی می‌تواند سبب بروز رفتار شود که پیش از آن همراه با یک محرک طبیعی باشد. به محرک طبیعی، محرک غیرشرطی نیز گفته می‌شود .

شرطی سازی

اصلا شرطی سازی (کردن) چی هست؟

شرطی کردن روشی است که شما با استفاده از آن می‌توانید تغییرات به وجود آمده را به صورت ثابت و پایدار در بیاورید. ساده ترین روش شرطی کردن، تکرار می‌باشد. شما می‌توانید با تکرار یک مسیر عصبی به وجود آورید. اگر الگویی نیروبخش پیدا کردید، آن را بارها در ذهن تان تکرار کنید تا سرانجام متوجه شوید که با استفاده از آن می‌توانید از درد و رنج دوری کنید و به لذت و موفقیت پایدار در زندگی دست پیدا کنید. مغز این حالت را راه جدیدی پیدا می‌کند که با استفاده از آن می‌تواند به نتایج پایداری برسد. اگر این کار را انجام ندهید، به سوی الگو و رفتار گذشته خود باز می‌گردید.

یا اگر بخواهم ساده تر بگوییم ما در شرطی سازی یاد میگیریم،چگونه بین دو محرک ارتباط برقرار کنیم.

حالا بعد از این همه آسمون ریسمون بافتن بگو ببینم چطور میتونیم شرطی سازی انجام بدیم؟

پیشنهاد میکنم یک قلم و کاغذ بردارید،کاغذتان رو به دو ستون تقسیم کنید،ستون اول:اگر این کار را انجام بدم چه اتفاقاتی برایم رخ می‌دهد؟(مثلا اگه من درس بخونم چه اتفاقاتی برام میوفته؟)،ستون دوم:اگر من این کار را انجام ندهم چه اتفاقاتی برایم خ میدهد؟(اگر من درس نخونم چه اتفاقاتی برام میوفته؟)

نوشته‌هایتان را نزد خود نگه دارید و هر روز صبح تک به تک آنها را مرور و مجسم کنید.ا

با کاراین شما خود را شرطی کرده اید،هر بار که آن کار را انجام ندهید،حالتان بد میشود و نکات منفی نوشته‌هایتان در ذهن تداعی میشود.و بالعکس.

*اگه سوالی داشتین میتونید در قسمت نظرات کامنت بزارید.

بازدید : 414
شنبه 16 اسفند 1398 زمان : 18:06
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تعبیر وارونه یک رویا

یک اختلال بسیار حاد و پیشرفته در میان خانواده‌ها به وفور دیده میشه که به واسطه این اختلال والدین از دانش آموزان می‌خواهند چون آینده ات برامون مهمه،چون می‌خوایم در بلند ترین قله‌های موفقیت بببینیمت،باید تاپ رشته‌ها رو بخونی!(پزشکی و ...)در حقیقت این دسته از دانش آموزان به اهداف و آرزو‌هاشون نمیرسند! بلکه به اهداف و آرزو‌های والدین شون میرسند! این والدین در حقیقت (ناخودآگاه ) این رو به فرزندانشون میگن: پسرم(دخترم) برو فلان رشته رو بخون تا این خلا و عقده‌‌‌ای که در لایه‌ی ناهشیار دوران کودکی منه جبران بشه!اگر بهتر بخوام بگم والدین برای جبران این عقده مزمن،فرزندشان را وسیله‌‌‌ای برای تخلیه نیاز‌های نابهنجار خود میکنند تا فشارها و عقده‌های فرساینده شان را تخلیه کنند.

برای درک بهتر میخوام یک مثال بزنم:ما در جامعه مون یک معضل داریم به اسم آقازادگی.لباس‌های آن‌چنانی، خودروهای میلیاردی و ساعت‌های میلیونی تیپ غالب آقازادگی است.پدرانشان ناخوداگاه این را میگوییند: پسرم من به هر چی که دلم خواسته رسیدم (ثروت،قدرت،تحصیلات عالی و...)خلا و عقده ای از این بابت ندارم تو هر کاری که دلت میخواهد انجام بده!

انینشتن یه جمله داره که میگه:همه نابغن!اما اگر شما استعداد یک ماهی رو در این ببینی که چطور از درخت بالا میره،اون ماهی تا آخر عمر فکر میکنه که یک احمقه!

باور کنید جامعه ما دیگه نیازی به انسان‌های دانشمند نداره!ما الان نیاز مفرط داریم به انسان‌های توانمند!

باور کنید که اگه ما بچه‌ها ندونیم که65654ضربدر545646 چقدر میشه؟اگر ندونیم که کدام پادشاه به فلان کشور لشکر کشی کرد؟هیچ چیز از خلقت خدا کم نمیشه؛اما اگر ما زندگی کردن،عشق ورزیدن،عزت نفس و تاب آوری رو تمرین نکنیم،اگر نتونیم از آواز خوندن شعر خوندن،نقاشی کشیدن و...لذت ببریم،زندگیمون خالی خالی میشه و برای پر کردن این جا‌های خالی باید خیلی به خودمون و دیگران آسیب وارد کنیم.

پ.ن:والدین عزیز لطفا فرزندانتون رو وسیله تخلیه نیاز‌ها تون قرار ندید.

تعداد صفحات : 1

آمار سایت
  • کل مطالب : 20
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 220
  • بازدید کننده امروز : 164
  • باردید دیروز : 6
  • بازدید کننده دیروز : 5
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 772
  • بازدید ماه : 467
  • بازدید سال : 3258
  • بازدید کلی : 82526
  • کدهای اختصاصی